|
شب از ستاره ها تنها تر است...
|
سلام و درود بر همگی دوستان.
امروز یه پست طولانی داریم.
ولی خواهشا تا آخر این پست رو مطالعه کنید. و بخصوص لیریکسی که گذاشتم رو. واقعا زحمت کشیدم و دهنم سرویس شد! به این خاطر که بعضی جاها اصطلاحات به کار رفته بود.
قبل از لیریکس و ترجمه اش میخوام یه موضوعی رو بگم.
این لیریکس از گروهی معروف و بزرگ به نام تول (ابزار) هست.
نمیخوام در مورد بیوگرافی این گروه صحبت کنم چون یه جورایی عقایدم نسبت به نحوه ی کار وبلاگ عوض شده.
گروه تول از جمله گروه هایی هست که خیلی علاقه بهش دارم ولی متاسفانه به دلیل کم لطفی بعضی دوستان فول آلبومش به دستم نرسید.
اما آلبومی که ازش دارم "ده هزار روز" نام داره (البته چندین آهنگ دیگه هم ازشون به صورت گلچین دارم). این آلبوم واقعا با کارهای آلبوم های قبلی متفاوت هست. و به نوعی سبک پراگرسیو راک/متال (راک/متال پیشرونده) رو به خوبی به نمایش در آورده.
بد نیست بدونید این گروه از جمله تعداد کمی از گروه هاست که عجیب، مسائل فلسفی رو گاها در اشعارشون بیان میکنند. و علاوه بر اون گروهی هست که یکی از ساز های مهم در موسیقی هاشون گیتار بیس هست. شاید خیلی از تازه متال فن ها بگن بیس چیه و اصلا صداش توی موسیقی نمیاد و اصلا به دردی نمیخوره، اما اونهایی که سرشون به کاره میدونند که چه نقش مهمی رو بیس اجرا میکنه.(آخه خودم به تازگی بیس خریدم!!!) اما از شوخی گذشته اگه بیس نبود قطعا موسیقی تا این حد پیشرفت نمیکرد. آهنگ ها هم چیزی کم داشت و عمق آهنگ احساس نمیشد.
این آهنگ هم از جمله اون آهنگ هاییه که یه خوبی درش از بیس استفاده شده. و صدای دلنواز بیس در بسیاری از جاهای آهنگ به گوش میرسه. علاوه بر این افکت هایی از رعد و برق و باران و باد هم به گوش میرسه. که در نوع خود بی نظیر هست.

بیشتر از این کشش نمیدم و دعوتتون میکنم به خوندن این لیریکس:
10000 DAYS (WINGS PT2)
We listen to the tales and romanticize,
how we follow the path of the hero.
Boast about the day when the rivers overrun,
How we'll rise to the height of our halo.
Listen to the tales as we all rationalize,
our way into the arms of the savior.
Fading all the trials and the tribulations.
None of us have actually been there,
Not like you...
The ignorant flip pants in the congregation.
Gather around spewing sympathy,
Spare me...
None of them can even hold a candle up to you.
Blinded by choices,
hypocrites won't see.
But enough about the collective Judas.
Who could deny you were the one who illuminated?
Your little piece of the divine.
This little light of mine it gives your past unto me,
I'm gonna let it shine
to guide you safely on your way.
Your way home...
Oh, what are they gonna do when the lights go down?
Without you to guide them all to Zion?
What are they gonna do when the rivers overrun?
Other than tremble incessantly.
High is the way,
but our eyes are upon the ground.
You are the light and the way.
They'll only read about.
I only pray heaven knows,
when to lift you out.
10,000 days in the fire is long enough.
You're going home...
You're the only one who can hold your head up high.
Shake your fist at the gates saying,
"I have come home now...!"
Fetch me the spirit, the son and the father.
Tell them their pillar of faith has ascended.
"It's time now!
My time now!
Give me my
Give me my wings...!"
Give me my [x5]
(Give me my wings)
You are the light, the way,
that they will only read about.
Set as I am in my ways and my arrogance.
Burden of proof tossed upon non-believers.
You were my witness, my eyes, my evidence,
Judith Marie, unconditional one.
Daylight dims leaving cold fluorescence.
Difficult to see you in this light.
Please forgive this bold suggestion.
Should you see your maker's face tonight,
Look him in the eye.
Look him in the eye and tell him,
I never lived a lie, never took a life,
But surely saved one.
Hallelujah
It's time for you to bring me home
ده هزار روز(بالها قسمت 2)::::....
ما به سرگذشت ها و داستان های خیالی گوش فرا میدهیم
چگونه ما راه قهرمانان را دنبال میکنیم
در باره ی روزی که آب رودخانه سرریز شد رجزخانی میکنیم
چگونه ما تا هاله ی نورانی انبیا بالا میرویم
به سرگذشت ها چنان گوش میدهیم که گویا عقلا
راه مان به سوی بازو های ناجی را توجیه میکنیم
وتمام امتحانات و سختی ها را محو میکنیم
هیچ یک از ما واقعا اینجا نبوده ایم
نه مثل تو
در حضار کلیسا گستاخیی ابلهانه نفس میکشد
جمع شوید به دور احساسات زیاد
دریغ از من . . .
آنها حتی سر سوزنی هم خیرشان به تو نمیرسد
با انتخاب ها کور شده اند
عابد ریاکار نخواهد دید
اما کافیست درباره ی جمعیتی میهن فروش
چه کسی میتواند حاشا کند که تو کسی بودی که نورانی شده بود؟
قسمت کوچکت از کشیش
این چراغ کوچک من گذشته ات را به من می گوید
میخواهم بگذارم تا نور بدهد
تا با اطمینان به راه خودت راهنمایی ات کند
راه خانه ات
اوه! آنها چه میخواهند بکنند هنگامی که چراغها پایین میروند؟
بدون تو برای راهنمایی همگی آنها به بهشت (کوه مقدس اورشلیم)
آنها چه میخواهند بکنند هنگامی که روزخانه سرریز میشد؟
به غیر از لرزه ای بی پایان
ارتفاع گرفتن راه چاره است
اما چشمانمان بر روی زمین هستند
تو چراغ و راه هستی
آنها فقط در باره اش میخوانند
من فقط آگاهی های آسمانی را می پرستم
موقع بیرون انداختنت است
ده هزار روز در آتش کافی است
تو به خانه میروی
تو تنها کسی هستی که میتوانی سرت را بالا نگه داری
مشتهایت را تکان بده و بگو
"من به خانه میروم . . . "
روح را برایم بیاور ، پدر و پسر را
به آنها بگو پایه های ایمانشان صعود کرده
"حالا وقتش است
نوبت من است
به من بده
به من بالهایم را بده. . . "
آنچه را که به من مطعلق است به من بده X5
بالهایم را بده
تو چراغ هستی ، تو راهی
و آنها فقط در باره ات خواهند خواند.
بگذار گویی که من در راه و غرور خود هستم
بار جمع برهان ها را بر دوش بی اعتقاد ها بگذار
تو شهادت من بودی، تو چشمانم بودی، تو گواه من بودی
جودیت ماری(اسم)، فرض یک.
روشنایی روز ، رها کردن فلوئورسنس سرد را تیره میکند
مشکل میشد تورا در این نور دید
لطفا این اظهار عقیده ی گستاخانه رو ببخش
اما آیا باید چهره ی آفریننده ات را امشب ببینی؟
به چشمانش بنگر
به چشمانش بنگر و به او بگو
من ریا نکردم ، هرگز زندگی کسی را نگرفتم
ولی قطعا زندگیی را حفظ کردم
خدا را شکر
حالا وقتش است تا مرا به خانه ببری.
راستی از شما بخاطر کوچک بودن فونت پست قبلی هم معذرت خواهی میکنم.
Cry For You::::....
You know I can't believe you
All the things you say they're not true, oh
But I fear I can't just leave you
All I feel is that I need you my love
تو میدونی که من نمیتونم باورت کنم
همه ی اونچیزایی که تو میگی دروغه
اما میترسم نتونم ترکت کنم
تنها چیزی که احساس میکنم اینه که نیازت دارم، عشق من...
This is all my spirit can take
Any more and I will surely meet decay
Won’t you reach out and touch my heart ache
Feel it beating please don't throw it away
این تنها کاریه که روحه من میتونه انجام بده
بیشتر از این اگر بشه قطعا از بین میرم
تو درد قلب من رو نه لمس خواهی کرد و نه خواهی فهمید
احساس ضربه خردن میکنه، لطفا دور نندازش
I can't believe your careless lies
Your burning eyes pass through me
I never thought our love would die
But how could I, I could not see
من نمیتونم دروغهای بی دقتت رو باور کنم
چشمانه آتشینت از درونه من میگذرد
من هرگز فکر نمیکردم عشق مون خواهد مرد
اما چطور میتونستم؟ نمیتونستم ببینم
Baby girl you know I need you
Can’t believe that you would leave me this way
If my pain will not appease you so it please you
عزیزم میدونی که به تو نیاز دارم،
نمیتونم باور کنم که منو اینجوری ترک کردی
اگه درد های من آرومت نمیکنه، از تو خواهش میکنه
I’ve got nothing to say
I now begin to realize
You’re not the girl I once knew
But deep beneath those eyes resides that
Dying part of you (of you)
I will cry, cry for you (for you)
I will cry, cry for you
چیزی برای گفتن ندارم
حالا شروع به درک کردن میکنم
تو اون دختری نیستی که من اول میشناختم
اما در عمق اون چشمها هنوز سکونت داره
قسمتی از تو میمیره
من گریه خواهم کرد، برایت گریه خواهم کرد
من گریه خواهم کرد، برایت گریه خواهم کرد
(--?) You shut the moon out as though it
Were bright as sun in the day
While we crawl through the
Dimensions in your head you would
Show me a way
تو ماه رو از دست دادی با وجوده اینکه
مثل خورشید در روز میدرخشید
هنگامی که ما میخزیم از میانه
ابعاد سرت
تو به من راهی نشون خواهی داد
I can't believe your careless lies
Your burning eyes pass through me
I never thought our love would die
But how could I, I could not see
See for you
I will cry, cry for you (for you)
I will cry, cry for you (for you)
I will cry, cry for you (for you)
I will cry, cry for you (for you)
I will cry, cry for you (for you)
من نمیتونم دروغهای بی دقتت رو باور کنم
چشمانه آتشینت از درونه من میگذرد
من هرگز فکر نمیکردم عشق مون خواهد مرد
اما چطور میتونستم؟ نمیتونستم ببینم
من گریه خواهم کرد، برایت گریه خواهم کرد[x5]